به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






ارشک

من نگرانم... نگران ان روزی که چشم های سبزت از خواب بیدار شوند و دیگر دوستم نداشته باشند...
نگرانم...نگران پرت شدن از قله ی نگاهت .نگران غرق شدن در حمله ی زبانت...
مرد من، زنانگی ام پر از درد استرس است.پر از درد‌خشم، پر از درد فریاد پر از مرگ هایی که هر شب تکرار میشوند.
مرد من ،گفته بودم دست کم نگیر ، توان تخریب اشک های داغ سکوتم را‌.که جاری شدنشان جهانی را به غرق شدن وا میدارد.مرد من ، عشق برای من همه چیز شد ، وقتی که خندیدی و تمام جهان به احترامت لحظه ای ایستاد.و من چه عاشقانه مرگ شده بودم در تماشای شکوه لبانت. مرد من ، دوستت دارم و این کلمات زنجیر جهنم تنهاییم را تشکیل میدهند.لحظه لحظه.آرام ارام



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است